آپلود عکس

تعداد بازديد :
تاريخ : جمعه 11 اسفند 1391

 

 

گفتم که از فراغت عمریست بی قرارم

گفت از فـــراق یاران من نیز بی قرارم

گفتم به جز شما من فریاد رس ندارم

گفتا به غیر شیعه من نیز کس ندارم

 گفتم که یاوررانت مظلوم هر دیــارند

گفتا مرا ببینند مظلــــــــــوم روزگارم

گفتم که شیعیانت در رنـج و در عذابند

 گفتا به حال ایشان هر لحظه اشکبارم

گفتم که شیعیانت جمعند به یاری تو

گفتا که من شب و روز در انتظار یارم

 گفتم به شــــیعیانت آیا پیـــــام داری

گفتا که گفته ام من هر دم در انتظارم

گفتم که ای امامم از ما چرا نهانــــــی

گفتا به چشم محرم همواره آشکارم

گفتم به چشم انوار آیا که پا گـــذاری

 گفتا که شستشو ده شایدکه پا گذارم

 

« sodagar.loxblog.ir  کپی شده از »

 



برچسب‌ها:
ارسال توسط sabokbalaneasheg