آپلود عکس

تعداد بازديد :
تاريخ : پنج‌شنبه 23 آبان 1392

******************************

************************************************************

******************************

 

«  شهادت جانسوز و درس آموز اسوه آزادگی،وفای بعهد،صداقت،سخاوت،شهامت،ایثار و از خود گذشتگی و 72 یار باوفای ابا عبداللّه الحسین ( ع )بر حسینیان و عموم آزادیخواهان جهان تسلیت باد  »

 

ظهر عاشورا رسیدو طومار شهادت و ازخود گذشتگی با شهادت عاشقانی جانباز و در تب و تاب وصال معشوق بسته شد. امّا نه،بسته نشد بلکه مبسوط گردید.آری شهیدان دشت بلا با پیکر های پاره پاره و گلگون بدیدار معشوق شتافتند وبا این کار درس آزادگی را بر بشریّت تعلیم نمودند.

بعد از گذشت 1374 سال می بینیم که آن زوال ظاهری جای خود را دوام ابدی داده وشکر للّه هر روز بیشتر بر عزّت وشوکت حسینی افزون میگرددواین جاه و جلال جاودانی خواهد بود.

حسین ( ع ) آچیبدی بیر لوا،لواسی جاودانه دی              حسین ( ع ) قویوبدی بیر بنا،بناسی جاودانه دی

ااما از بعد از ظهر عاشورا ،بابی دیگر با عنوان اسارت بر طومار شهادت گشوده شد که مکمّل نهضت خونین حضرت اباعبداللّه الحسین ( ع ) است.آری بار سنگین حمل پرچم حسنینی بر دوش ام المصائب حضرت زینب کبری ( س) نهاده شدشیر زنی که از 5سالگی با اندوه و ملال انیس شد.

در مورد حضرت زینب عقیده ای دارم که شاید برخی برآن ایراد بگیرند ولی بایک حساب سر انگشتی به خود این حق را میدهم که چنین فکر کنم هرچند اشتباه باشد و آن این است که باخود فکر میکنم که بار اندوه حضرت زینب  ( ع ) تنها در مورد تحمّل داغ شهداء از خود حضرت امام حسین  ( ,ع ) بیشتر بوده چرا که حضرت زینب ( س ) داغ شهادت بیشتر ی از خود حضرت دیده و آن داغ شهادت خود حضرت ابا عبداللّه الحسین است.

آری اینک این زینب است و کوهی از غم ودرد.مسؤلیّت مدیریت تعدادی طفل خردسال پدر و  برادر از دست داده،چندین  تن از نسوان و امامی بیماربر دوش نائبة الزهرا ( س ) بود.امّا این شیر زن که بنا به اقوالی در عرض نصف روز از فرط مصیبت موهایش در کربلا سفید گشته بود وقتی عهده دار مسئولیت  کاروان اسرا ء گردید چون کوهی در برابر مصائب ایستاده و نگذاشت خون شهداء پایمال شود.

« کربلا در کربلا می ماند اگر زینب ( س ) نبود » .

آری آن داغ عظیم کربلا نتوانست قد رسای اورا در برابر دشمن خم کند زیرا از 5 سالگی در برابر غم وغصّه روزگار آبدیده گشته بود.

55 ئیل صفالی عمرونده                         50 ئیل اوخشاما دییَن زینب

وسر انجام با ایراد خطبه هائی آتشین یزید را رسوا کرده وخون حسین ( ع  ) را که احیائ گر دین جدّش محمّد ( ص ) بود، احیا کرد.

امّا این بانو در کنار اینهمه مصائب ،حفظ حجاب را در اولویت قرارداده و مواظبت شدید در مورد حجاب اطفال خرد سال می نمود.

و تو خواهرم زینبی هستی ؟ معلوم است که هستی اگر نبودی در اجتماعات حسینی نمی رفتی .امّا بیشتر از حجاب بهره بگیر

 

ستر ناموس نبوت چون حجاب زینب ( س ) است
محتجب لفظ حجاب از احتجاب زینب ( س ) است
دانش آموز علی ( ع )  و خواهر ناموـس دین
کی دهد معجر زسر ، قرآن کتاب زینب ( س ) است

******************************

**********************************************************

******************************


برچسب‌ها:
ارسال توسط sabokbalaneasheg
تعداد بازديد :
تاريخ : پنج‌شنبه 16 آبان 1392

 

******************************

**********************************************************

******************************

 

یا رسول اللّه( ص )..

  این کشـته  فتاده به هامون حسـین توست

   وین صید دست و پا زده در خون حسین توست

  این نخـل تر کز آتش جانسوز تشـنگی

  دود از زمین رسانده به گردون حسین توست

ااز کربلا تا مدینه ( کلیک کنید)

 

******************************

************************************************************

******************************


برچسب‌ها:
ارسال توسط sabokbalaneasheg
تعداد بازديد :
تاريخ : یکشنبه 12 آبان 1392

 

« بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان ودانش آموزان  »

******************************

**********************************************************

******************************

 

لبخند فریب‌گرانه دشمن نباید کسی را دچار خطا کند/ ملت متکی به قدرت درونی از اخم و تحریم دشمن متلاطم نمی‌شود/ دولت و کنگره امریکا تحت تسلط سرمایه‌داران و کمپانی‌های رژیم نامشروع صهیونیستی هستند  ( 1392/8/12 )

******************************

**********************************************************

******************************

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (یکشنبه) در آستانه روز ملی مبارزه با استکبار در دیدار پرشور هزاران نفر از دانشجویان و دانش آموزان، با بیان تحلیلی مهم از ریشه های دشمنی استکبار با ملت ایران ضمن اعلام حمایت جدی و محکم از مسئولان پرتلاش مذاکرات جاری تأکید کردند: سوابق عملکرد امریکا نشان می دهد موضوع هسته ای تنها بهانه ای برای ادامه دشمنی با ایران است. لبخند فریب گرانه دشمن کسی را دچار خطا نکند. اگر از مذاکرات نتیجه گرفته شود چه بهتر اگر نه، اثبات این توصیه مکرر است که برای حل مشکلات باید نگاه به درون داشته باشیم. حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به سه حادثه تاریخی روز 13 آبان، گفتند: تبعید امام (ره) در سال 1343 به دلیل سخنرانی ایشان بر ضد کاپیتولاسیون که به مأموران و نظامیان امریکایی در ایران، مصونیت قضایی می بخشید، کشتار بیرحمانه دانش آموزان در تهران به دست مأموران رژیم دیکتاتورِ مورد حمایت امریکا در سال 1357 و حرکت متقابل و شجاعانه دانشجویان در تسخیر سفارت امریکا در سال 1358، هر سه، به نحوی به دولت امریکا مربوط است، و به همین علت روز 13 آبان روز ملی مبارزه با استکبار نامگذاری شده است. ایشان سخنان خود را با تبیین واژه قرآنی استکبار ادامه دادند اما پیش از آن یک نکته را متذکر شدند و افزودند: جوانان مؤمن و شجاع دانشجو که در سال 1358، سفارت امریکا را تسخیر کردند، حقیقت و هویت واقعی این سفارتخانه را که در واقع لانه جاسوسی بود، کشف کردند و در مقابل دیدگان مردم دنیا قرار دادند. رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: در آن روز، جوانان ما نام سفارت امریکا را لانه جاسوسی گذاشتند و امروز بعد از گذشت بیش از سه دهه، سفارتخانه های امریکا در کشورهای اروپایی که شرکای امریکا هستند، لانه جاسوسی نامگذاری می شود که این موضوع نشان می دهد جوانان ما بیش از سی سال، از تقویم تاریخ دنیا جلوتر بودند. حضرت آیت الله خامنه ای بعد از بیان این نکته، درخصوص معنای استکبار گفتند: استکبار به انسانها و دولتهایی اطلاق می شود که دخالت در امور ملتهای دیگر و تحمیل بر دیگران را حق خود می دانند و به هیچکس هم پاسخگو نیستند. ایشان افزودند: نقطه مقابل استکبار، ملتها و انسانهایی هستند که زیر بار زورگویی، مداخله جویی و تحمیل قدرت استکباری نمی روند و با آن مبارزه می کنند که ملت ایران از اینگونه ملتهاست. حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه دولت امریکا دولتی استکباری است که برای خود حق مداخله در امور همه ملتها را قائل است، افزودند: ملت ایران با انقلاب خود، در واقع در مقابل زورگویی و تسلط امریکا ایستاد و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز، ریشه مستکبرین را در داخل قطع کرد و برخلاف برخی کشورها، این کار را نیمه تمام نگذاشت که چوب آن را بخورد. ایشان با تأکید بر اینکه مماشات با مستکبر، هیچ فایده ای برای کشورها و ملتها ندارد، گفتند: رویکرد استکباری امریکا موجب شده است که ملتها نسبت به آن، یک حس بی اعتمادی و بیزاری داشته باشند ضمن اینکه تجربه نشان داده است که هر ملت و دولتی که به امریکا اعتماد کند، ضربه خواهد خورد، حتی اگر از دوستان امریکا باشد. رهبر انقلاب اسلامی در این خصوص به چند نمونه تاریخی از جمله اعتماد دکتر مصدق به امریکاییها و پاسخ امریکا با کودتای 28 مرداد و همچنین بی وفایی امریکاییها به محمدرضا پهلوی بعد از فرار او از ایران، اشاره و تأکید کردند: امروز، در میان ملتها، منفورترین قدرتها، امریکا است. حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: اگر امروز یک نظرسنجی عادلانه و سالم در دنیا، انجام شود، دیدگاه مردم دنیا، به هیچ دولتی به اندازه دولت امریکا، منفی نخواهد بود. ایشان در جمع بندی این بخش از سخنان خود تأکید کردند: بنابراین موضوع ستیزه با استکبار و روز ملی مبارزه با استکبار جهانی، یک مسئله اساسی و برخاسته از تحلیلی درست است. رهبر انقلاب اسلامی، همه جوانان را به تحلیل صحیح و دقت در موضوع مبارزه با استکبار توصیه کردند و افزودند: جوانان اول انقلاب نیازی به تحلیل در مورد مبارزه با امریکا نداشتند زیرا ظلم و ستم امریکا و حمایت آن از رژیم بی رحم طاغوت را دیده بودند اما جوان امروز باید با تحقیق و تحلیل درست دریابد که چرا ملت ایران با استکبار و رویکردهای امریکا مخالف است و دلیل بیزاری ملت ایران از امریکا چیست؟رهبر انقلاب اسلامی سپس به بیان چند نکته مهم و اساسی درباره مسائل جاری با امریکا، پرداختند. ایشان، ضمن حمایت از مجموعه مسئولان و مذاکره کنندگان با پنج به علاوه یک، تأکید کردند: اینها فرزندان انقلاب و مأموران جمهوری اسلامی هستند که با تلاش فراوان در حال انجام دادن مأموریت سخت خود می باشند و «هیچ کس نباید آنها را تضعیف کند، مورد توهین قرار دهد یا سازشکار بداند». حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اینکه مذاکرات با شش کشوری که امریکا نیز جزو آنهاست فقط درباره مسئله هسته ای است ولاغیر افزودند: بأذن الله از این مذاکرات ضرری هم نمی کنیم بلکه تجربه ای در اختیار ملت قرار می گیرد که مثل تجربه تعلیق موقت غنی سازی در سالهای 82 و 83، ظرفیت فکری و تحلیلی مردم را بالا خواهد برد. رهبر انقلاب در تشریح بیشتر نتایج آن تجربه ملی افزودند: یک دهه قبل در مذاکرات با اروپایی ها، با نوعی عقب نشینی، تعلیقی را که در واقع تحمیل شده بود پذیرفتیم اما بعد از دو سال تعلیق و تعطیلی بسیاری از کارها، همه فهمیدیم که حتی با این گونه کارها، مطلقاً امیدی به همکاری طرفهای غربی وجود نخواهد داشت. حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: اگر این کار را نمی کردیم ممکن بود برخی مدعی شوند که اگر یک بار عقب نشینی می کردید مشکلات حل و پرونده هسته ای عادی می شد، اما با تجربه تعلیق موقت، همه درک کردند که طرفهای ما دنبال اهداف دیگری هستند، لذا کار و پیشرفت را مجدداً شروع کردیم. ایشان تفاوت وضع هسته ای امروز ایران با یک دهه قبل را تفاوت از زمین تا آسمان خواندند و ضمن اعلام حمایت جدی و محکم از مسئولان مسائل جاری با امریکا افزودند: به مذاکرات جاری خوش بین نیستم چرا که معلوم نیست نتایجی را که ملت انتظار دارد به همراه بیاورد اما معتقدیم این تجربه ایرادی ندارد به شرط اینکه ملت بیدار باشد و بداند چه اتفاقی دارد می افتد. رهبر انقلاب با انتقاد شدید از برخی عناصر «تبلیغات چیِ ساده لوح یا مغرض» افزودند: بعضی با خط گیری از رسانه های بیگانه در تلاشند با گمراه کردن افکار عمومی، اینگونه القا کنند که اگر در مسئله هسته ای تسلیم شویم، همه مشکلات اقتصادی و غیر اقتصادی حل می شود. ایشان در اثبات بطلان این ترفند تبلیغاتی، به توطئه ها و طرحهای ضد ایرانی امریکا قبل از مطرح شدن بحث هسته ای ایران استناد کردند و از همه ملت بویژه جوانان دانشجو و دانش آموز خواستند که در این زمینه تفکر و تأمل کنند. حضرت آیت الله خامنه ای با طرح چند سؤال افزودند: آیا اول انقلاب که امریکا تحریم های ایران را برقرار کرد و آن را ادامه داد مسئله هسته ای در میان بود؟ آیا هنگام هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری ایران و قتل عام 290 سرنشین آن، بهانه ای به نام مسئله هسته ای وجود داشت؟ آیا در سالهای اول انقلاب که امریکایی ها طرح کودتای پایگاه شهید نوژه را اجرا کردند موضوع هسته ای مطرح بود؟ آیا حمایتهای تسلیحاتی و سیاسی امریکا از گروههای ضد انقلاب پس از پیروزی انقلاب به علت فعالیتهای هسته ای ایران بود؟حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به پاسخهای منفی این سئوالات تأکید کردند: بنابراین مسئله هسته ای، بهانه ای بیش نیست و فرضاً اگر روزی این مسئله با عقب نشینی ما حل شود آنها برای ادامه دشمنی با ایران عزیز، دهها بهانه دیگر از جمله پیشرفتهای موشکی، مخالفت ملت ایران با رژیم صهیونیستی و حمایت جمهوری اسلامی از مقاومت را مطرح می کنند. رهبر انقلاب اسلامی پس از استناد به این واقعیات تأکید کردند: دشمنی امریکایی ها با جمهوری اسلامی به این علت است که ملت ایران با رد خواستهای آنها، معتقد است امریکا علیه ایران هیچ غلطی نمی تواند بکند. ایشان افزودند: امریکا با موجودیت جمهوری اسلامی و با «نفوذ و اعتبار و اقتدار نظام منتخب ملت ایران»، مخالف است. همانگونه که اخیراً یکی از سیاستمداران و عناصر فکری امریکا به صراحت اعلام کرد ایران چه اتمی باشد چه نباشد خطرناک است چرا که دارای نفوذ و اقتدار است و به قول خودشان هژمونی ایران بر منطقه حاکم شده است. حضرت آیت الله خامنه ای در جمع بندی این بخش از سخنانشان تأکید کردند: مسئله هسته ای بهانه است و امریکاییها زمانی از خصومت دست بر می دارند که ملت ایران، به ملتی منزوی، بی اعتبار، و بی احترام تبدیل شود. رهبر انقلاب در ادامه سخنانشان، نگاه به درون و تکیه بر قدرت داخلی را راه حل واقعی مسائل و مشکلات موجود دانستند و خاطرنشان کردند: اگر ملتی به قدرت و تواناییهای خود متکی بود از اخم یا تحریم دشمن متلاطم نمی شود و ما باید دنبال تحقق این هدف باشیم. ایشان افزودند: همه حرف ما با مسئولان گذشته و امروز این است که برای پیشرفت و گشایش کارها، به ظرفیتهای متنوع و گسترده انسانی، طبیعی و جغرافیایی ایران تکیه کنید. رهبر انقلاب در همین زمینه تحرک دیپلماسی را هم بسیار لازم خواندند و افزودند: تکیه بر تواناییهای درونی به معنای نفی دیپلماسی نیست اما باید توجه داشت تحرک دیپلماسی تنها بخشی از کار است و محور اصلی، اتکا به توانایی داخلی است که می تواند پای میز مذاکره نیز اعتبار و اقتدار بیاورد. رهبر انقلاب اسلامی توجه ملت و مسئولان را به این نکته مهم جلب کردند که ایران در مواجهه با دشمنان، از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، هیچگاه دچار استیصال نشده و از این پس هم نخواهد شد. حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین دلیل این سخن، افزودند: ما در دهه اول انقلاب، بسیاری از ابزارهای مادی از جمله پول، سلاح، تجربه، سازماندهی و نیروی مسلح کارآمد نداشتیم در حالیکه جبهه مقابل انقلاب اسلامی، یعنی رژیم بعث صدام و قدرتهای غربی و شرقی حامی او، در اوج قدرت و توانایی بودند، ولی نتوانستند ملت ایران را به زانو درآورند. ایشان گفتند: اکنون شرایط ملت ایران و جبهه مقابل او، با آن سالها کاملاً متفاوت است زیرا جمهوری اسلامی ایران، دارای علم، فناوری، سلاح، اعتبار بین المللی و میلیونها جوان بااستعداد و آماده به کار است در حالیکه جبهه مقابل او یعنی امریکاییها و شرکای آنها، دارای مشکلات عدیده سیاسی و اقتصادی و اختلاف های فراوان هستند. رهبر انقلاب اسلامی، اختلاف های سیاسی در امریکا و تعطیلی شانزده روزه دولت امریکا، مشکلات بزرگ اقتصادی و کسری درآمد هزاران میلیارد دلاری، و اختلاف های عمیق اروپا و امریکا در مسائل گوناگون از جمله حمله نظامی به سوریه را نمونه هایی از وضعیت کنونی جبهه مقابل ملت ایران برشمردند و تأکید کردند: امروز، ملت ایران، آگاه، مقتدر و دارای پیشرفت است و قابل مقایسه با بیست یا سی سال پیش نیست. حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: البته آنها فشار خواهند آورد اما باید با تکیه بر توانایی های داخلی خود این فشارها را تحمل، و از آنها عبور کنیم. ایشان بار دیگر با حمایت از اقدامات و تلاش های دولت محترم و مسئولان، در عرصه دیپلماسی و مذاکرات، خاطرنشان کردند: این اقدام، یک تجربه و احتمالاً یک کار مفید است. اگر نتیجه گرفته شود چه بهتر اما اگر نتیجه گرفته نشد، معنایش این خواهد بود که برای حل مشکلات، کشور باید روی پای خود بایستد. رهبر انقلاب اسلامی در عین حال گفتند: توصیه قبلی خود را یک بار دیگر تکرار می کنم؛ نباید به دشمنی که لبخند می زند، اعتماد کرد. حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: توصیه من به مسئولین عرصه دیپلماسی و مذاکره این است که مراقب باشید، لبخند فریب گرانه دشمن، شما را دچار اشتباه و خطا نکند. حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: مسئولان، به اظهار نظرها و اقدامات طرف مقابل، دقت و توجه لازم را داشته باشند. آنها از یک طرف لبخند می زنند و اظهار تمایل به مذاکره می کنند اما از طرف دیگر بلافاصله می گویند، همه گزینه ها روی میز است. حالا مثلاً چه غلطی می خواهند بکنند معلوم نیست. رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به سخنان یکی از سیاستمداران امریکایی که خواستار بمباران اتمی ایران شده بود، خاطرنشان کردند: اگر امریکاییها راست می گویند که در مذاکرات جدی هستند، باید به دهان این افراد یاوه گو بزنند و دهان آنها را خرد کنند. حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: دولتی که دارای این توهم است که نسبت به مسائل جهان و مسائل هسته ای، مسئولیت دارد، غلط می کند، که کشور دیگری را تهدید هسته ای کند. ایشان افزودند: امروز، امریکاییها به دلیل تسلط سرمایه داران قدرتمند و کمپانیهای صهیونیستی بر دولت و کنگره، بیشترین رودربایستی را با محافل و رژیم منحط صهیونیستی دارند و بیچاره ها مجبورند ملاحظه آنها را بکنند اما ما که مجبور نیستیم ملاحظه آنها را داشته باشیم. رهبر انقلاب اسلامی گفتند: ما از روز اول گفتیم، اکنون هم می گوییم و در آینده نیز خواهیم گفت که ما رژیم صهیونیستی را یک رژیم نامشروع و حرام زاده می دانیم. ایشان با اشاره به هوشیاری ملت و مسئولان خاطرنشان کردند: ما از هر اقدام مسئولان که در جهت مصلحت کشور باشد، حمایت می کنیم اما این توصیه را هم به مردم و مسئولان و بویژه جوانان، داریم که چشم های خود را کاملاً باز کنید زیرا تنها راه رسیدن به اهداف ملت، حفظ آگاهی و هوشیاری است. رهبر انقلاب اسلامی در پایان گفتند: امیدواریم با لطف و عنایت الهی، جوانان با روحیه شاداب خود، کشور را تحویل بگیرند و با ابتکارهای خود، آن را به قله ها برسانند. 

******************************

**********************************************************

*****************************


برچسب‌ها:
ارسال توسط sabokbalaneasheg
تعداد بازديد :
تاريخ : یکشنبه 21 مهر 1392


برچسب‌ها:
ارسال توسط sabokbalaneasheg
تعداد بازديد :
تاريخ : دوشنبه 25 شهریور 1392

 

******************************

**********************************************************

******************************

« ولادت با سعادت هشـتمین آفتاب سپهـر ولایت بر ولایتمداران مبارکباد »

******************************

**********************************************************

******************************

 

 

زندگینامه امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

 

مقدمه :

 

امام علی ‌بن موسی‌الرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام می‌باشند.

ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می‌نماییم.

 

نام، لقب و کنیه امام :

 

نام مبارک ایشان علی و کنیه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان "رضا" به معنای "خشنودی" می‌باشد. امام محمد تقی (علیه السلام) امام نهم و فرزند ایشان سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل می‌فرمایند: "خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بوده‌اند و ایشان را برای امامت پسندیده‌اند و همینطور (به خاطر خلق و خوی نیکوی امام) هم دوستان و نزدیکان و هم دشمنان از ایشان راضی و خشنود بود‌ند."

یکی از القاب مشهور حضرت "عالم آل محمد" است. این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان می‌باشد. جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش، بویژه علمای ادیان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بیرون آمد دلیل کوچکی بر این سخن است، که قسمتی از این مناظرات در بخش "جنبه علمی امام" آمده است. این توانایی و برتری امام، در تسلط بر علوم یکی از دلایل امامت ایشان می‌باشد و با تأمل در سخنان امام در این مناظرات، کاملاً این مطلب روشن می‌گردد که این علوم جز از یک منبع وابسته به الهام و وحی نمی‌تواند سرچشمه گرفته باشد.

 

پدر و مادر امام :

 

پدر بزرگوار ایشان امام موسی کاظم (علیه السلام) پیشوای هفتم شیعیان بودند که در سال 183 ﻫ.ق. به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند و مادر گرامیشان "نجمه" نام داشت.

 

تولد امام :

 

حضرت رضا (علیه السلام) در یازدهم ذیقعدﺓ الحرام سال 148 هجری در مدینه منوره دیده به جهان گشودند. از قول مادر ایشان نقل شده است که: "هنگامی‌که به حضرتش حامله شدم به هیچ وجه ثقل حمل را در خود حس نمی‌کردم و وقتی به خواب می‌رفتم، صدای تسبیح و تمجید حق تعالی و ذکر "لااله‌الاالله" را از شکم خود می‌شنیدم، اما چون بیدار می‌شدم دیگر صدایی بگوش نمی‌رسید. هنگامی‌که وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمین نهاد و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و لبانش را تکان می‌داد؛ گویی چیزی می‌گفت."(2)

 نظیر این واقعه، هنگام تولد دیگر ائمه و بعضی از پیامبران الهی نیز نقل شده است، از جمله حضرت عیسی که به اراده الهی در اوان تولد، در گهواره لب به سخن گشوده و با مردم سخن گفتند که شرح این ماجرا در قرآن کریم آمده است.(3)

 

زندگی امام در مدینه :

 

حضرت رضا (علیه السلام) تا قبل از هجرت به مرو در مدینه زادگاهشان، ساکن بودند و در آنجا در جوار مدفن پاک رسول خدا و اجداد طاهرینشان به هدایت مردم و تبیین معارف دینی و سیره نبوی می‌پرداختند. مردم مدینه نیز بسیار امام را دوست می‌داشتند و به ایشان همچون پدری مهربان می‌نگریستند. تا قبل از این سفر، با اینکه امام بیشتر سالهای عمرش را در مدینه گذرانده بود، اما در سراسر مملکت اسلامی پیروان بسیاری داشت که گوش به فرمان اوامر امام بودند.

 امام در گفتگویی که با مأمون درباره ولایت عهدی داشتند، در این باره این گونه می‌فرمایند: "همانا ولایت عهدی هیچ امتیازی را بر من نیفزود. هنگامی که من در مدینه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود و اگر از کوچه‌های شهر مدینه عبور می‌کردم، عزیرتر از من کسی نبود. مردم پیوسته حاجاتشان را نزد من می‌آوردند و کسی نبود که بتوانم نیاز او را برآورده سازم مگر اینکه این کار را انجام می‌دادم و مردم به چشم عزیز و بزرگ خویش، به من مى‌نگریستند."

 

امامت حضرت رضا (علیه السلام) :

 

امامت و وصایت حضرت رضا (علیه السلام) بارها توسط پدر بزرگوار و اجداد طاهرینشان و رسول اکرم (صلی الله و علیه و اله) اعلام شده بود. به خصوص امام کاظم (علیه السلام) بارها در حضور مردم ایشان را به عنوان وصی و امام بعد از خویش معرفی کرده بودند که به نمونه‌ای از آنها اشاره می‌نماییم.

 یکی از یاران امام موسی کاظم (علیه السلام) می‌گوید: «ما شصت نفر بودیم که موسی بن‌جعفر به جمع ما وارد شد و دست فرزندش علی در دست او بود. فرمود: "آیا می‌دانید من کیستم؟" گفتم: "تو آقا و بزرگ ما هستی." فرمود: "نام و لقب من را بگویید." گفتم: "شما موسی بن جعفر بن محمد هستید." فرمود: "این که با من است کیست؟" گفتم: "علی بن موسی بن جعفر." فرمود: "پس شهادت دهید او در زندگانی من وکیل من است و بعد از مرگ من وصی من می‌باشد."»(4) در حدیث مشهوری نیز که جابر از قول نبى ‌اکرم نقل می‌کند امام رضا (علیه السلام) به عنوان هشتمین امام و وصی پیامبر معرفی شده‌اند. امام صادق (علیه السلام) نیز مکرر به امام کاظم می‌فرمودند که "عالم‌ آل محمد از فرزندان تو است و او وصی بعد از تو می‌باشد."

 

اوضاع سیاسی :

 

 مدت امامت امام هشتم در حدود بیست سال بود که می‌توان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کرد:

 ده سال اول امامت آن حضرت، که همزمان بود با زمامداری هارون.

1- پنج سال بعد از‌ آن که مقارن با خلافت امین بود.

2- پنج سال آخر امامت آن بزرگوار که مصادف با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامی آن روز بود.

 مدتی از روزگار زندگانی امام رضا (علیه السلام) همزمان با خلافت هارون الرشید بود. در این زمان است که مصیبت دردناک شهادت پدر بزرگوارشان و دیگر مصیبت‌های اسفبار برای علویان (سادات و نوادگان امیرالمؤمنین) واقع شده است. در آن زمان کوشش‌های فراوانی در تحریک هارون برای کشتن امام رضا (علیه السلام) می‌شد تا آنجا که در نهایت هارون تصمیم بر قتل امام گرفت؛ اما فرصت نیافت نقشه خود را عملی کند. بعد از وفات هارون فرزندش امین به خلافت رسید. در این زمان به علت مرگ هارون ضعف و تزلزل بر حکومت سایه افکنده بود و این تزلزل و غرق بودن امین در فساد و تباهی باعث شده بود که او و دستگاه حکومت، از توجه به سوی امام و پیگیری امر ایشان بازمانند. از این رو می‌توانیم این دوره را در زندگی امام دوران آرامش بنامیم.

اما سرانجام مأمون عباسی توانست برادر خود امین را شکست داده و او را به قتل برساند و لباس قدرت را به تن نماید و توانسته بود با سرکوب شورشیان فرمان خود را در اطراف و اکناف مملکت اسلامی جاری کند. وی حکومت ایالت عراق را به یکی از عمال خویش واگذار کرده بود و خود در مرو اقامت گزید و فضل ‌بن ‌سهل را که مردی بسیار سیاستمدار بود، وزیر و مشاور خویش قرار داد. اما خطری که حکومت او را تهدید می‌کرد علویان بودند که بعد از قرنی تحمل شکنجه و قتل و غارت، اکنون با استفاده از فرصت دو دستگی در خلافت، هر یک به عناوین مختلف در خفا و آشکار عَلم مخالفت با مأمون را برافراشته و خواهان براندازی حکومت عباسی بودند؛ به علاوه آنان در جلب توجه افکار عمومی مسلمین به سوی خود، و کسب حمایت آنها موفق گردیده بودند و دلیل آشکار بر این مدعا این است که هر جا علویان بر ضد حکومت عباسیان قیام و شورش می‌کردند، انبوه مردم از هر طبقه دعوت آنان را اجابت کرده و به یاری آنها بر می‌خواستند و این، بر اثر ستم‌ها و نارواییها و انواع شکنجه‌های دردناکی بود که مردم و بخصوص علویان از دستگاه حکومت عباسی دیده بودند. از این رو مأمون درصدد بر آمده بود تا موجبات برخورد با علویان را برطرف کند. بویژه که او تصمیم داشت تشنجات و بحران‌هایی را که موجب ضعف حکومت او شده بود از میان بردارد و برای استقرار پایه‌های قدرت خود، محیط را امن و آرام سازد. لذا با مشورت وزیر خود فضل بن سهل تصمیم گرفت تا دست به خدعه‌ای بزند. او تصمیم گرفت تا خلافت را به امام پیشنهاد دهد و خود از خلافت به نفع امام کناره‌گیری کند، زیرا حساب می‌کرد نتیجه از دو حال بیرون نیست، یا امام می‌پذیرد و یا نمی‌پذیرد و در هر دو حال برای خود او و خلافت عباسیان، پیروزی است. زیرا اگر بپذیرد ناگزیر، بنابر شرطی که مأمون قرار می‌داد ولایت عهدی آن حضرت را خواهد داشت و همین امر مشروعیت خلافت او را پس از امام نزد تمامی گروه‌ها و فرقه‌های مسلمانان تضمین می‌کرد. بدیهی است برای مأمون آسان بود در مقام ولایتعهدی بدون این که کسی آگاه شود، امام را از میان بردارد تا حکومت به صورت شرعی و قانونی به او بازگردد. در این صورت علویان با خشنودی به حکومت می‌نگریستند و شیعیان خلافت او را شرعی تلقی می‌کردند و او را به عنوان جانشین امام می‌پذیرفتند. از طرف دیگر چون مردم حکومت را مورد تایید امام می‌دانستند لذا قیامهایی که بر ضد حکومت می‌شد جاذبه و مشروعیت خود را از دست می‌داد.

 او می‌اندیشید اگر امام خلافت را نپذیرد ایشان را به اجبار ولیعهد خود می‌کند که در اینصورت بازهم خلافت و حکومت او در میان مردم و شیعیان توجیه می‌گردد و دیگر اعتراضات و شورشهایی که به بهانه غصب خلافت و ستم، توسط عباسیان انجام می‌گرفت دلیل و توجیه خود را از دست می‌داد و با استقبال مردم و دوستداران امام مواجه نمی‌شد. از طرفی او می‌توانست امام را نزد خود ساکن کند و از نزدیک مراقب رفتار امام و پیروانش باشد و هر حرکتی از سوی امام و شیعیان ایشان را سرکوب کند. همچنین او گمان می‌کرد که از طرف دیگر شیعیان و پیروان امام، ایشان را به خاطر نپذیرفتن خلافت در معرض سئوال و انتقاد قرار خواهند داد و امام جایگاه خود را در میان دوستدارانش از دست می‌دهد.

 

سفر به سوی خراسان :

 

مأمون برای عملی کردن اهداف ذکر شده چند تن از مأموران مخصوص خود را به مدینه، خدمت حضرت رضا (علیه السلام) فرستاد تا حضرت را به اجبار به سوی خراسان روانه کنند. همچنین دستور داد حضرتش را از راهی که کمتر با شیعیان برخورد داشته باشد، بیاورند. مسیر اصلی در آن زمان راه کوفه، جبل، کرمانشاه و قم بوده است که نقاط شیعه‌نشین و مراکز قدرت شیعیان بود. مأمون احتمال می‌داد که ممکن است شیعیان با مشاهده امام در میان خود به شور و هیجان آیند و مانع حرکت ایشان شوند و بخواهند آن حضرت را در میان خود نگه دارند که در این صورت مشکلات حکومت چند برابر می‌شد. لذا امام را از مسیر بصره، اهواز و فارس به سوی مرو حرکت داد.ماموران او نیز پیوسته حضرت را زیر نظر داشتند و اعمال امام را به او گزارش می‌دادند.

 

حدیث سلسلة الذهب :

 

در طول سفر امام به مرو، هر کجا توقف می‌فرمودند، برکات زیادی شامل حال مردم آن منطقه می‌شد. از جمله هنگامیکه امام در مسیر حرکت خود وارد نیشابور شدند و در حالی که در محملی قرار داشتند از وسط شهر نیشابور عبور کردند. مردم زیادی که خبر ورود امام به نیشابور را شنیده بودند، همگی به استقبال حضرت آمدند. در این هنگام دو تن از علما و حافظان حدیث نبوی، به همراه گروه‌های بیشماری از طالبان علم و اهل حدیث و درایت، مهار مرکب را گرفته و عرضه داشتند: "ای امام بزرگ و ای فرزند امامان بزرگوار، تو را به حق پدران پاک و اجداد بزرگوارت سوگند می‌دهیم که رخسار فرخنده خویش را به ما نشان دهی و حدیثی از پدران و جد بزرگوارتان، پیامبر خدا، برای ما بیان فرمایی تا یادگاری نزد ما باشد." امام دستور توقف مرکب را دادند و دیدگان مردم به مشاهده طلعت مبارک امام روشن گردید. مردم از مشاهده جمال حضرت بسیار شاد شدند به طوری که بعضی از شدت شوق می‌گریستند و آنهایی که نزدیک ایشان بودند، بر مرکب امام بوسه می‌زدند. ولوله عظیمی در شهر طنین افکنده بود به طوری که بزرگان شهر با صدای بلند از مردم می‌خواستند که سکوت نمایند تا حدیثی از آن حضرت بشنوند. تا اینکه پس از مدتی مردم ساکت شدند و حضرت حدیث ذیل را کلمه به کلمه از قول پدر گرامیشان و از قول اجداد طاهرینشان به نقل از رسول خدا و به نقل از جبرائیل از سوی حضرت حق سبحانه و تعالی املاء فرمودند: "کلمه لااله‌الاالله حصار من است پس هر کس آن را بگوید داخل حصار من شده و کسی که داخل حصار من گردد ایمن از عذاب من خواهد بود." سپس امام فرمودند: "اما این شروطی دارد و من، خود، از جمله آن شروط هستم."

 این حدیث بیانگر این است که از شروط اقرار به کلمه لااله‌الاالله که مقوم اصل توحید در دین می‌باشد، اقرار به امامت آن حضرت و اطاعت و پذیرش گفتار و رفتار امام می‌باشد که از جانب خداوند تعالی تعیین شده است. در حقیقت امام شرط رهایی از عذاب الهی را توحید و شرط توحید را قبول ولایت و امامت می‌دانند.

 

ولایتعهدی :

 

<span lang="FA" style="font-size: 12pt; color: blue; font-family: 'Arial','sans-serif'; mso-ascii-theme-font: minor-bidi;
برچسب‌ها:

ارسال توسط sabokbalaneasheg
تعداد بازديد :
تاريخ : شنبه 16 شهریور 1392


برچسب‌ها:
ارسال توسط sabokbalaneasheg
تعداد بازديد :
تاريخ : جمعه 15 شهریور 1392

 


برچسب‌ها:
ارسال توسط sabokbalaneasheg
تعداد بازديد :
تاريخ : دوشنبه 11 شهریور 1392

 


برچسب‌ها:
ارسال توسط sabokbalaneasheg
تعداد بازديد :
تاريخ : دوشنبه 14 مرداد 1392

 

************************************************************

******************************


با حکم رهبر معظم انقلاب اسلامی صورت گرفت:

 

 

مرید ومراد

 انتصاب آقای دکتر محمود احمدی نژاد به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام (13:11-14/۰۵/1392)

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی با صدور حکمی آقای دکتر محمود احمدی نژاد را به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب کردند.
متن حکم رهبر معظم انقلاب به این شرح است:
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد دامت تأییداته
با توجه به تلاش با ارزش هشت ساله جنابعالی در مسئولیت خطیر ریاست جمهوری اسلامی ایران و تجارب فراوانی که در این مورد اندوخته اید، شما را به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب می نمایم.
توفیقات جنابعالی را از خداوند متعال خواستارم.
سیّدعلی خامنه ای
13 مرداد 1392

******************************

************************************************************


برچسب‌ها:
ارسال توسط sabokbalaneasheg
تعداد بازديد :
تاريخ : شنبه 12 مرداد 1392

 

************************************************************

******************************

 

 

 

 

******************************

************************************************************


برچسب‌ها:
ارسال توسط sabokbalaneasheg